msmesoft.78
خواندن ۴ دقیقه·۵ سال پیش

"انتخاب برای بقا"

سالی که داشتم برای کنکور آماده می‌شدم، عملا هر گونه تفریحی را کنار گذاشته بودم، برای رسیدن به یک هدف : "میرم دانشگاه شریف، درس میخونم، استاد دانشگاه میشم و دیگه همه چیز حله..."

کاری ندارم که این انتخاب عملی شده یا نه و یا چقدر احتمال رسیدن به آن وجود دارد. اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، فکر می­کنم که چرا این انتخاب؟ پیشنهاد میکنم یک بار هم که شده از یک بچه در مورد شغل آینده‌اش سوال کنید. احتمالا یکی از گزینه‌های خلبان، دکتر، مهندس، معلم را به شما خواهد گفت. اما چرا این انتخاب‌ها؟ احتمالا الان هم اکثر اطرافیانتان یا به دنبال اپلای کردن هستند یا می‌خواهند کسب‌وکار خود را راه بیاندازند. همیشه موفقیت محدود به انتخاب‌های خاصی محدود شده است...

پیشنهاد می‌کنم به دور از حرف‌های کلیشه‌ای و انگیزشی، نگاهی دقیق‌تر به خودمان بیاندازیم. طراحی بدن ما به گونه‌ای است که انتخاب‌های از پیش تعیین شده ­ای دارد. تحقیقات بسیاری این موضوع را نشان داده که یک فرد قبل از آنکه آگاهانه تصمیمی بگیرد، رفتارهای آن تصمیم نمایان می‌شود. در نتیجه می‌توان گفت که همه ما اول عمل می‌کنیم و بعد ذهنمان، توجیه خیالی منطقیمان را وارد می‌کند. در نتیجه وقتی حرف از انتخاب می‌زنیم، برخلاف تصور عموم، این انتخاب از قبل در ذهن ما تعیین شده است. اما سوال اینجاست که این انتخاب بر اساس چه ملاک­ هایی گرفته می‌شود؟

سازوکار انتخاب احتمالا وابسته به عوامل متعددی است، ولی شاید بتوان گفت که مهمترین عامل برای انتخاب، تمایل به بقا است. ذهن ما از کودکی در حال ثبت و ضبط وقایع و اتفاقات روزمره است. تقریبا چیزی که در انیمیشن inside out وجود دارد. اتفاقاتی وجود دارند که تمایل به بقای ما را تهدید می‌کنند. در چنین شرایطی ذهن ما مطابق غریزه ­ی خود اقدام می‌کند و یا می‌تواند عملی متفاوت داشته باشد. ولی این عمل ثبت می‌شود و به عنوان یک راه حل مناسب بقا پذیرفته می‌شود. در نتیجه ذهن ما در شرایط مشابه اتفاق قبلی، حرکت خود را تکرار می‌کند و سعی در حفظ بقای ما دارد و نه رشد و تعالی. یادمان باشد که این موضوع با کمال طلبی و رشد و تعالی انسان در تضاد نیست؛ بلکه یک سیستم دفاعی برای بقا است که در زمان مناسب کار خودش را انجام می‌دهد.

نکته جالب­ تر این است که چه بسا راه آسان‌تری وجود داشته باشد که همان کار با هزینه‌ کمتری انجام شود، ولی به دلیل اینکه ذهن ما پذیرفته است که یک راه حل برای بقا وجود دارد، از انتخاب راه حل دیگر می‌پرهیزد که مبادا بقا به خطر بیفتد. باید گفت که این انتخاب‌ها و روش‌ها لزوما بد نیست بلکه زمینه خیلی از موفقیت‌های فعلی ما است؛ در حقیقت ما به یک فرمول برای زندگی و برنده شدن رسیده‌ایم.

برگردیم به مسئله خودمان: انتخاب‌های محدود موفقیت. در حقیت این انتخاب‌ها را نیز می‌توان در تمایل به بقا دید. بنا به هر دلیلی در گذشته خودمان(خصوصا در کودکی) این نمونه‌های محدود به عنوان موفقیت معرفی شده‌اند. این معرفی می‌تواند تجربه شخصی باشد یا معرفی از سمت کسی که با تمام وجود به او اعتماد داریم(منظور شخص خاصی نیست منظور هر کسی است که ما سعی کردیم مثل او باشیم یا در خیالاتمان برای هر انتخاب رضایت ایشان را جویا شدیم). حال ذهن ما می‌داند که اگر بخواهیم بقا داشته باشیم باید مثل این شخص عمل کنیم تا بقای خود را حفظ کنیم. بنابراین من هم سعی می کردم برای بقای خودم تحصیلات دکترا داشته باشم و تبدیل به استاد دانشگاه شوم.

همانطور که گفته شده عملا نمی‌توان ذهن را وادار کرد که در لحظه تصمیم، انتخاب درستی انجام دهد. من هم یک روانشناس یا روانکاو نیستم که بتوانم چنین چیزی را تشخیص دهم، اما تجربه شخصی من نشان داده که اولین راه برای مقابله با این موضوع آگاهی نسبت به آن است. پیشنهاد می‌کنم پس از هر انتخاب و مشخص شدن نتایجش به آن خوب فکر کنید و ببنید کدام ویژگی شما باعث شده تا این انتخاب را انجام دهید. آیا مشابه این روش را قبلا برای زندگی خود نیز به کار برده‌اید؟ با همین دیدگاه به انتخاب خود از دانشگاه، رشته تحصیلی، آینده شغلی ترسیمی نگاه کنید. آیا این انتخاب برای خودتان بوده است یا برای بقا در یک چارچوب ذهنی معرفی شده؟

همین نگاه کوتاه می‌تواند دسترسی‌های بسیاری برایمان ایجاد کند؛ دسترسی­هایی که ذهن، آن‌ها را به خاطر بسپارد و در انتخاب‌های بعدی به آن فکر کند. هدف این­کار پاک کردن انتخاب‌های قبلی یا اشتباه دانستن آنان نیست بلکه آگاهی پیدا کردن نسبت به انتخاب است. در این صورت ذهن ما سعی در بهبود انتخاب‌های خود و یا تکرار انتخاب‌های مثبت خود دارد.

مطمئنا مسیر بسیار سختی برای رسیدن به انتخاب‌های مناسب در جهت موفقیت شدن وجود دارد و ایجاد آگاهی و تغییر مسیر‌های بقا برای ذهن بسیار سخت و دردناک خواهد بود. ولی اگر بخواهیم مسیر خودمان را انتخاب کنیم، باید درد‌های آن را نیز بپذیریم.

علیرضا محمودزاده

ورودی 91 مهندسی صنایع شرف

مدیر اجرایی سابق شتابدهنده شریف


شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید